یکی از تفریحات مورد علاقه من اینست که در اتوبوس دزدکی روی دست بغلدستی ام را نگاه کنم و ببینم که چه می خواند. دیروز یک نفر کنار من نشسته بود که داشت برگه رژیم غذایی اش را که از پزشک گرفته بود نگاه می کرد. ظهرها یک قاشق غداخوری آبلیمو با یک برگه آلو با نمی دانم چند تکه سیب! صبح ها هم آب با بیسکوییت جو کامل! من نمی دانم دکترها چه فکری می کنند درباره آدم ها؟ آدم ها چه فکری می کنند که می روند پیش این دکترها؟ زندگی بدون خوردنی های خوشمزه چه ارزشی دارد؟ آیا واقعا لاغر شدن به یک چنین رژیم غذایی بی مزه ای می ارزد؟صد سال!